مراسم عزادری در ابرکوه
امروزه هرچه داريم به بركت سيدالشهداء است
گذشت زمان، سبب فراموش شدن بسياري از رسمهاي گذشته شده است، براي اينكه آشنايي مختصري با تاريخچه عزاداري حضرت سيدالشهداء (ع) در منطقه ابركوه داشته باشيم به همين خاطر گفتگويي با آقاي حاج ميرمحمد حسين عظيمي مرعشي مشهور به حاج آقا «امير» يكي از روحانيون سرشناس شهرستان ابركوه و امام جماعت مسجد امام حسين (ع) محله درب قلعه انجام داده ايم. كه ذيلا ملاحظه ميفرماييد.
ـ تاريخ عزاداري سيدالشهداء (ع) در شهرستان ابركوه را شرح دهيد؟
ـ تاريخ دقيقي از عزاداري امام حسين (ع) در ابرقو را من به ياد نمي آورم ولي تا آنجايي كه به ياد دارم ابرقو داراي دو هيات عزاداري بوده است ( درب قلعه و دروازه ميدان ) و چون درويشان هم در ابرقو زندگي مي كردند به آنها حيدر نعمتي مي گفتند كه يك هيئت در اين محله و هيئت ديگري در محله ديگري كه مجموعاً در آنها هم گاهي اختلاف جزئي يافت مي شد و شخصي به نام « مرحوم حاج آقا ميرزا عبدالغني » بنا به تجربه هايي كه ايشان داشتند گفتند بايد دو هيات را به يك هيات تبديل كرد تا اختلافي بين آنها نباشد و ايشان دستور طبل زدن و زنجير زدن و قمه يا شمشير زدن سابق را دادند و خودشان در شب عاشورا با شاگردان خاص خود به عامه مردم تعليم مي دادند كه تا زمان رضا شاه ملعون ادامه داشت و رضاشاه دستور داد تا تمام هيات هاي عزاداري تعطيل شود و برنامه عزاداري تغيير يافت و نگذاشتند كسي روضه بخواند و اذيتهاي بسيار ديگري كردند . پس از خروج رضاشاه به جزيرة موريس و جانشيني پسر وي محمدرضا شاه تا حدودي عزاداري امام حسين (ع) توسط مردم شيفتة ابا عبدالله(ع) انجام گرفت و در همان اوايل كه هيأت كار خود را شروع كرده بود اختلاف جزئي بين درب قلعه و دروازه ميدان رخ داد كه يكسال بعد ار آن هر دو هيات جدا شده كه به صورت هيات درب قلعه و هيات دروازه ميدان در سال 1325.
والحمدالله مي بينيم كه امروزه تقريباً حدود 10 تا 12 هيات عزاداري با طبل و شيپور و … مشغول عزاداري هستند و از بين آنها دو دستة مدوئيه و عزيز آباد و شهرسب به آنها اضافه شده است كه به ابركوه مي آيند و در جمع مردم ابركوه به عزاداري مي پردازند .
ـ در قديم افرادي با نام ذاكر و چاووش گوي بودهاند، درباره اين افراد توضيحاتي بفرماييد؟
ـ در ابتداي روضه خواني كه ما هم كوچك بوديم و به ياد داريم يك نفر روضه خوان بر روي منبر مي رفت و در اطراف وي چند نفر به نام ذاكر نشسته بودند و هنگامي كه روضه خوان ، گريزي ، مثلاً با نام علي اكبر (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) مي زد ذاكرها در گريز وي ذكر مي گفتند . مثلاً دربارة علي اكبر (ع) : داغي كه حسين از غم علي اكبر بر جگر داشت ، جز خالق اكبر به دل وي كه خبر داشت . و دربارة حضرت ابوالفضل (ع) سقا شنيده اي كه لب تشنه جان دهد ، يا بهر آب بازوي او جدا شود . و اين برنامه مرسوم بود و آخرين نفري كه در اجتماع ذاكران بود « سيد محمد احمد زاده ابرقويي » مي باشد كه سال پيش فوت كرده اند .
اما چاووشي ؛ در مراسم مختلف عزاداري و اغلب به عنوان شروع مراسم ، چاووشي انجام مي گيرد . چاووشي يك يا چند بيت دربارة امام حسين (ع) ، امام رضا(ع) ، و حضرت علي (ع) است كه با لحن مخصوص ادا مي شود .
چاووشي مربوط به امام حسين :
بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي كربـلا بر دلم ترسم بماند آرزوي كربلا
اي برادر سعي كن شايد خدا قسمت كند شربـت از آب خوشگـوار كربـلا
تشـنة آب فراتـم اي اجـل مهلـت بـده تا بگيرم در بغل قبر شهيد كربلا
بعد از آن گفته مي شود تو اگر شوق مرقدش داري به شاه تشنه لب دشت كربلا صلوات . به يازده پسران علي والله به ماه انور هر يك جدا جدا صلوات ، به قاسم و علي اكبر جدا جدا صلوات ، اگر خسته جاني بگو يا علي ، اگر ناتواني بگو يا علي ، تنت گر بيفتد در ميان بلا مترس از بلا و بگو يا علي يا علي يا علي .
در ابرقو چاووشي در مواقع مختلفي خوانده مي شد ؛ اول در مجالس روضه خواني كه شخصي بلند مي شود و شعرهايي مانند : هركه دارد هوس كرببلا بسم الله ، يا چه كرببلاست كه آدم به هوش مي آيد ، هنوز ناله زينب به گوش مي آيد ، خوانده مي شد .
دوم زماني كه مسافرين مي خواستند به مكه مكرمه ، كربلاي معلي يا مشهد مقدس مشرف شود هنگام حركت از درب خانه تا مكاني كه مي خواستند سوار چارپا يا ماشين شود يك عده اي جمع مي شدند و يك نفر بين آنها شعري در وصف امام حسين (ع) يا امام رضا (ع) مانند سوار باد شده ، مي خواند و آنها را در اين مسير همراهي مي كردند و زمان برگشت از مسافرت هم چاووشي مي خواندند و مردم جمع مي شدند و روبوسي مي كردند و به آنها تبريك مي گفتند .
سوم از چاووشي ها كه هنوز هم در بعضي از روستاها وجود دارد ؛ براي اطلاع رساني به مردم است تا آنهادر جايي گرد هم آيند، مثلا : هنگامي كه در مكاني روضه خواني بود شخصي بر بالاي بام خانه يا بلندي مي رفت و شروع به چاووشي خواني مي كرد و همان شعرها را مي خواند و مردم مي فهميدند كه در آن مكان روضه خواني است و در آنجا تجمع مي كردند .
چهارم چاووشي براي مردگان بود ، كه بعضي مردم براي مردگان خود مي خواندند و آنها را ياد مي كردند كه وقتي كسي عزيز خود را از دست مي داد بايستي دو يا سه قاري سه شبانه روز كنار قبر بروند و در آنجا به ختم قرآن بپردازند .(البته خانواده اي كه عزيز از دست داده بايد غذاي آنها را تامين كند) و روز دوم هم به جز فاتحه خواني مراسم خاصي نبود ولي در روز سوم از درب خانه مصيبت ديدهگان ، تعدادي بچه هاي فقير جمع مي شدند و سيني هايي را كه در آنها انگور خشك و توت خشك و قند و … بود از آن خانواده مي گرفتند و پشت سر آنها قاري كه هم سيني كوچك و زيبايي را كه درون آن برنجي با زعفران تزئين شده بود ، راه مي افتادند تا به كنار قبر مي آمدند و يك نفر هم كار چاووشي مي كرد و در پايان مراسم هر كس سيني ها را براي خود بر ميداشت كه اين رسم تقريباً از بين رفته است .
ـ لطفاً دربارة طبالان و شيپورزنان گذشته ابركوه و سبك آنها توضيح بدهيد؟
ـ طبل دو نوع بوده است يكي طبل پوستي كوچك و ديگري طبل پوستي بزرگ كه به آن «اسكندر» مي گفته اند كسي را كه ما ياد داريم سرپرستي افراد طبل زن و زنجير زن و در ضمن استادي آنها را بر عهده داشت « مرحوم فتح الله اسماعيل» مشهور به فتح الله ام كلثوم بوده است ( كه فتح الله مردي بلند قد ولي خميده و با موها و ريش سفيد و بلند بوده است ) وي به گونه اي زنجير را بر شانه هاي خود فرود ميآورد كه بدن وي تكان نمي خورد و البته امروزه كمتر كسي مي تواند اينگونه زنجير بزند وي چند شاگرد داشت كه زنجير زني را به آنها تعليم داده بود و از جمله آنها استاد ميرزا بوده كه در محله گل كاران زندگي مي كرده و ظاهراً شغل وي دلاكي بوده است .
موزيك هيأتهاي عزاداري ابركوه به اين صورت بوده است ؛
مثلا : طبلي كه امروزه در ابركوه زده ميشود(البته در بسياري از هيأت ها ) ،با داراي اين آهنگ ميباشد ؛
مظلومم حسين مظلوم حسين ،مظلومم حسين مظلوم حسين .
در آن زمان هنگامي كه طبالان و زنجيرزنان به مكان روضه خواني مي رسيدند ، هرگز به آن محفل وارد نمي شدند تا اينكه مراسم روضه خواني تمام شده و توسط روضه خوان گريزي زده شود ، زنجير زنان و طبالان شروع به عزاداري كرده و وارد مجلس مي شدند ولي امروزه به علت جمعيت زياد و برنامه هاي فشرده متأسفانه ديگر رعايت اين گونه مسائل نمي شود.
در زمان رضا شاه يكسال تا دوسال ، مراسم زنجير زني و طبل زدن تعطيل شده و بعد از فتح الله فرزند وي « حسين پورصدري » به جاي پدرش هيات زنجيرزني و طبل زني را سرپرستي مي كرد و امروزه هم نوه ها ، اقوام و خويشان وي طبالي مي كنند و تنها شيپور زن قديمي كه من به ياد دارم مرحوم « حاج عباس عزيزي پناه » مشهور به عباس شيپور زن است .
ـ چگونه نخل برداري در ابركوه صورت ميگفته است ؟شرح دهيد؟
ـ نخل يك سازه چوبي است كه قسمت جلو و عقب آن از قطعات كوچك چوب به شكل نخلي بزرگ و شبكه شبكه ساخته شده و وسط آن با چوب اسكلت بندي شده است . براي پايه هاي آن چهار قطعه چوب به صورت عمودي در چهار طرف و براي بلند كردن آن چند قطعه چوب به صورت افقي تعبيه شده است .
استان يز د داراي نخل هايي است كه مشهور به نخل امير المؤمنين است مراسم نخل برداري در زمان صفويه پايه گذاري شده است . نخل ابرقو در ژاندارمري سابق بوده است ( ميدان امام حسين فعلي ) و اين نخل را بعد از ظهر عاشورا تزئين مي كردند و بر بالاي آن شيپورزني قرار مي گرفت و شيپور مي زد و مردم با نواي حسين حسين به زير آن رفته و آن را از زمين بلند مي كردند و با نواي يا علي و يا حسين ، شاه حسين حركت مي كردند و مسيري را دور مي زدند و دوباره باز مي گشتند و در بين راه مردم بر سر و سينه خود مي زدند و يا حسين مي گفتند و گوسفند قرباني مي كردند . البته هنگام دور زدن نخل چاووش گو اين شعار را مي خواند :
اي تشنه لـب تـو طاقت خنـجر نداشتـي . گويا غريب بودي و مادر نداشتـي
غسلت كه داد و كي كفنت را بريد و دوخت. بر حالت غريبت آيا دل كه سوخت
و اين مراسم ادامه داشت تا زماني كه مردم به دلايلي سر و صداي آنها بلند شد و گفتند كه نخل را برداشته و در حسينية چهارده معصوم معروف به ( حسينية بازار) بگذاريد و تاكنون هم به علت شكستگي پايه هاي آن و كمي جا جهت حمل و نقل آن تا به حال در آن مكان باقي مانده است و هر سال به فراموشي كامل سپرده مي شود .
ـ آخرين سخن شما در خصوص بركت وجودي امام حسين (ع) براي امت مسلمان چيست؟
ـ امروزه هر چه داريم به بركت امام حسين (ع) مي باشد .
مصاحبه فوق توسط آقای حامد اکرمی انجام شده که جا دارد در اینجا به خاطر تلاشی که برای حفظ یادمانها و شخصیتهای شهرستان ابرکوه انجام می دهند از این جوان نخبه شهر مان قدر دانی و تشکر نمائیم
نقل از : www.abarsaba.com