یادگار ماندگار

مطالب دریافت شده از www.naghd-abarkooh.blogfa.com

بازديد استاد آقاي هوشنگ جاويد از ابركوه

در شهرک طلوع می نشیند . زیاد با مردم سرو کله نمی زند . اغلب اوقات با لباس های روشن ومو وریش سپید و بلند کنار نگاه پرسشگر مردم گذشته است ، بدون اینکه اورا بشناسند ویا چیزی در مورد او بدانند. از ظاهرش حدس زده اند لابد هنرمند است . در همین اندازه یا کمی بیشتر . طرقبه از قدیم الایام بخاطر آب وهوای مناسبی که دارد و آرامشی که در آن حاکم است ،برای آنها که در پی خلوت وآرامش واقعی هستند ، سوژه مناسبی بوده است . از ایرج میرزا تا اخوان و ازمقام معظم رهبری تا دکتر علی شریعتی هر کدام روزهایی را در این نگین سبز گذرانده اند ودر آثارشان رد پایی از آن بجاست .

استاد هوشنگ جاوید ازآن دست هنرمندانی است که هرگزخود راپایبند پست و جایگاه نکرده است . خودش می گوید متولد 1336 است ،ولی دو سال بعد برایش شناسنامه گرفته اند ودوسال قاچاقی در دنیا زندگی کرده است او که اصل ونسب خراسانی دارد و از نوادگان بیرم شاه رضوی از سرداران بزرگ صفوی است که لشکرتبر زین به دستی داشته از چناران تا قوچان . از جانب مادر از ساجدین و آنگونه ساداتی است که مپرس . اما به قول خودش این نسب نامه مگر به درد آخرتمان  بخورد.

از پنجاه سال عمر بیست و هفت سال را در تهران زندگی کرده است و مابقی را به سیر آفاق وانفس در همه جای ایران زمین . اوکه دیپلم را از دبیرستان کورش کبیر مشهد گرفته است . فارق التحصیل رشته تولید سینما از دانشگاه صدا وسیمای تهران است وجز این کارگردانی ونورپردازی و نمایشنامه نویسی و فیلمنامه نویسی را آزموده. از این جمله فیلم پوتین را که حتما به خاطر دارید، که از نوشته های ایشان است. اما آنچه را تا کنون جاوید داشته است ، شاید شاگردی مردی باشد که اسطوره مردم شناسی ایران زمین است . آقای جاوید بیش از چهل سال از لحظه لحظه زندگی خود را مشغول کسب فیض از محضر استاد انجوی شیرازی بنیان گذار مرکز مردم شناسی صدا وسیما بوده است واین باعث شده همنشین او احساس کند پای  به هر عرصه که می گذارد ، حرف های  تازه ای برای گفتن دارد.

هوشنگ جاوید را هنرمندان کشور بیشتر به عنوان یک پژوهشگر موسیقی می شناسند. ایشان تالیفات متعددی در این عرصه دارند ودر ضمن بنیانگذار پژوهش در عرصه فرهنگ موسیقی سنتی ، محلی ومذهبی هستند و موسس کنگره های شناخته شده ای که پس از این خواهد آمد و آثاری که متاثر از روح پویای موسیقی محلی است.  خود می گوید آنچه مرا به سمت این نگاه هدایت کرد لالایی های مادر بزرگم بود نصرو خان وسردار خان و... (گویا نصروخان که شخصیتی حماسی دارد متعلق به همین اطراف یعنی طرقبه است .)

او در سال 1370 اولین جشنواره پژوهشی طول تاریخ موسیقی ایران را با عنوان جشنواره نی نوازان به همت حوزه هنری تهران برگزار کرد که بخاطرنگاه خاص تاریخی رژیم گذشته به موسیقی کاباره ای مهجور مانده بود. این جشنواره تنها به سازهای بادی از جمله نی وسرنا وکرنا و...عنایت داشت. استاد جاوید پس از این جشنواره پی به گستره عظیم این هنر برد وده سال باسفربه تمام نقاط ایران تجربه ای اندوخت که حاصل آن دو اثر است با نام گنجینه موسیقی کردی وفیلم مستند فریاد دف که از صداوسیما پخش شد و درضمن با احیا واحد موسیقی مرکز ایلام نقش موثری در اعتلای موسیقی محلی کردستان ایفا کرد و به عنوان بهترین مدیر تولید موسیقی کشور شناخته شد. در سال 1380اولین جشنواره موسیقی آئینی کشور را برگزار کرد. خود در اینباره میگوید :موسیقی آئینی ریشه در باورهای مردمی دارد. موسیقی سور وسوگ است که با تولد می آید وتا مرگ در کنار ماست. سال بعد دومین جشنواره آئینی را برگزار کرد وبعد از آن اولین ودومین جشنواره موسیقی زنان مناطق و نواحی ایران را در تهران برگزارکرد. رمضان سال 1383 همایش منقبت خوانی را در تهران بنیان نهاد.

 استاد جاوید به مشهد آمد و جشنواره نعت خانی حضرت رسول را طرح ریزی و اجرا کرد که با استقبال گسترده علاقمندان مواجه شد و تالیفات متعددی که بیان آن از حجم و حوصله این دو هفته نامه خارج است. استاد جاوید دیدگاه های خاصی در مورد طرقبه دارد که شنیدنی است :

یک پدیده خیلی بد شتابزدگی های مدیریت ها در مناطق پاک است. همین طرقبه که داریم در آن زندگی می کنیم پراست از تاثیر مستقیم وغیر مستقیم خود باختگی از پیتزاهای بی هویت وساندویچ مکزیکی بگیر تا بلوار بی سروته وگیج کننده ورودی طرقبه. یخ در بهشت را مدرن سازی کرده اند و به اسم آیس پک به خورد خودمان می دهند . حد اقل مدیران فرهنگی طرقبه اجازه ندهند فرهنگ کوچک و با اصالت طرقبه تحت تاثیر  بی فرهنگی موهوم وناشناخته و جعلی قرار بگیرد. چرا جوان طرقبه ای باید به یخ در بهشت بگوید آیس پک ! درصورتی که گذشته ما نشان داده است که ما قبلا خیلی بهتر معادل سازی می کردیم . نمونه بروید قطعات اتومبیل را که معادل سازی شده نگاه کنید.

مدیران فرهنگی طرقبه هیچ نظارتی بر امور فرهنگی شهر ندارند. خیلی ساده از کنار تابلو های تبلیغاتی می گذرند بدون اینکه به این فکر کنند که روز قیامت از کردار ما خواهند پرسید، چرا که خواست از هر کس به قدر دانش اوست یا بی نظمی هایی که از نظر تابلو های تبلیغاتی وپرده ها مشاهده می شود تا وضعیت تراز لوله کشی آب که البته اصلا تراز نشده وهر روز بی آبی دارد شهری که منبع آب است.! یک باشگاه فرهنگی درست برای اینکه جوانان ارشاد بشوند که جوانان را با فرهنگ بومی آشنا کنیم ساخته نشده . آخر گسترش به چه قیمتی؟ شورای شهر طرقبه باید نسبت به تغییرات فرهنگی شهر حساس باشد. یک نمونه از لباس های  قدیم طرقبه را به ما نشان بدهید! یک اتاق کوچک فرهنگی که فرهنگ قدیم مردم طرقبه را به تصویر کشیده به من نشان بدهید. ندارید. کارگاه های قالیبافی طرقبه کجاست؟ در زمانی نه چندان دور از کنار خیابان اصلی طرقبه که می گذشتی کارگاه های قالی بافی متعددی که نماد گرایی های فرهنگ خاص طرقبه را با خود داشت چشم را نوازش می داد.الآن کجاست؟ کارگاه های قالی بافی را پاساژ تجاری کرده ایم بدون اینکه به عواقب فرهنگی آن فکر کنیم. نقش قالی بافی طرقبه کجاست؟ جایگاه قالی طرقبه کجاست ؟ آدم هایی که الآن توی اروپا با عزت واحترام دارند کار می کنند .رفوگری هایی که در جایگاه استادی دارند توی اروپا قالی بافی را آموزش می دهند. آن طرقبه ای های هنرمند راهم من می شناسم هم مسئولین. چرا از اینها حرفی زده نمی شود؟ آنطرف چه دارد که اینطرف ندارد. در طرقبه پیرمرد هایی بودند که نسب شناس بودند، یعنی تا هفت پشت آدم ها را می گفتند. یکنفر از اینها را به من نشان بدهید! فرهنگ دارد از بین می رود. کو نقشه های قالی طرقبه؟ نوع بافت طرقبه ای که ساختاری کامل اختصاصی داشته کجاست؟ نتیجه چه شده ؟ سرخوردگی واعتیاد که توی شهر ما موج میزند. اینکه توسعه بدهیم منحصر به آب وبرق و برج نمی شود. برج سقوط فرهنگی است. من با سند به شما ثابت می کنم معماری قدیم طرقبه منحصر به ساختار آب وهوایی همین شهر بوده . چطور در دیلمان گیلان ، که نوع معماریش شبیه طرقبه است آنها توانسته اند معماری شیروانی و به قول شما پرواز را حفظ کنند و شما نتوانسته اید. کارگاه های قالی بافی طرقبه اختصاصات خودش را داشته . مثلا سوراخ تهویه هوا که کار هواکش های امروزی را می کند ومن در جایی دیگر ندیده ام. این براساس دانش چرخش هوا بوده ومن حاضرم آمار بگیرید کارگرهای طرقبه ای به مراتب از جاهای دیگر کمتر مسلول می شده اند. وقتی فکر پشت چیزی نباشد می شود همین جاده طرقبه که هرروز خراب می کنند ودوباره می سازند.

من ردپای سکاها را در کمر مقبولای شما پیدا کردم ودارم در موردش تحقیق می کنم . شما حتی به مطلع الشمس هم اگر مراجعه کنید تاریخ مبارزاتی مهمی دارید که می توانید به آن افتخار کنید و زنانتان به آن افتخار کنند.

مردم این دیار اگر در مقابل بیگانگان ایستادن فقط بخاطر آب وهوای اینجا نبوده آنها می خواستند مستقل و آزاد باشند وهویت خود را حفظ کنند. ظلم است اگر این فرهنگ را درست نگاه نکنیم .

- بخاطر آرامشی که اینجا وجود دارد وآب وهوا که برای ریه های مصدوم من مناسب است.

- یادگار دفاع مقدس. خوب به همراه جمع کثیری از همشاگردی ها که اکثر اوقات جمعه ها با هم به طرقبه می آمدیم الان دیگر در میان ما نیستند ... بگذریم

  من امیدوارم مسئولین شهراز انتقادهای شما دلگیرنشوند تا انتقاد نباشد اصلاح پیش نمی آید.

- بد ترین حال این است به قول شما واکنش نشان نمی دهند. این خیلی خطرناک است واز دو حالت خارج نیست یا چنته خالی است یا حرف شما درست است. اگر حرف شما درست است باید مردانه بگویند حرف درست است واگر چنته خالی است باید بگویند بیا به ما کمک کن.

به هر حال روزهای خوبی را درطرقبه می گذرانم. از پارسال که جشنواره نعت خورشید را درسطح کشور برگزار کردم و همینطور جشنواره منتخب را ، در طرقبه ساکن بودم.

 

برگرفته از سايت : www.torghabehonline.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جواد عادل  |